اكبر ترابى شهرضايى
246
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
[ موارد ثبوت التعزير ] [ مسألة 4 - لو قال : « يا زوج الزانية » أو « يا اخت الزانية » أو « يابن الزانية » أو « زنت امّك » وأمثال ذلك فالقذف ليس للمخاطب ، بل لمن نسب إليه الزنا . و كذا لوقال : « يابن اللاطيء » أو « يابن الملوط » أو « يا أخ اللاطيء » أو « يا أخ الملوط » مثلًا فالقذف لمن نسب إليه الفاحشة لا للمخاطب . نعم ، عليه التعزير بالنسبة إلى إيذاء المخاطب وهتكه فيما لا يجوز له ذلك . ] موارد ثبوت تعزير اگر مخاطب يا « منسوب إليه الزنا » متعدّد باشند مثلًا به شوهر زنى بگويند : « اى شوهر زن زانى » يا به پسر زنى يا خواهرش گفته شود : « پسر مرد زنا كار » ، « خواهر زن زنا كار » و همينطور در باب لواط بگويد : « پسر لاطى » يا « پسر ملوط » يا « برادر لاطى » يا « برادر ملوط » ، بدون اشكال قذف محقّق است ؛ و نمىتوان در آن ترديد كرد . ليكن بحث در اين است كه قذف به چه كسى ارتباط دارد ، به مخاطب يا غير او ؟ علّت طرح بحث اين است كه يكى از شرايط پياده شدن حدّ قذف ، مطالبهى مقذوف است ؛ لذا ، بايد معلوم گردد مقذوف كيست ، والّا اصل ثبوت قذف را در بحث گذشته مفصل گفتيم . در اينگونه الفاظ كه از متكلّمى صادر مىشود ، عرفاً روشن است كه منسوب به مخاطب ، قذف شده است . وقتى مىگويد : « يابن الزانية » ، نسبت زنا به مادر شنونده مىدهد نه به خود او . بله ، چنين كلامى نسبت به مخاطب هتك و ايذا است كه فعل حرام است و مجوّزى ندارد . لذا ، در رابطه با اين هتك ، بايد تعزير گردد و نسبت به قذف ، اگر مقذوف اجراى حدّ را مطالبه كرد ، شرع اقامه مىكند . نتيجه : در اين مسأله اصل قذف مسلّم بوده و اضافهاش به مقذوف يك امر عرفى و عقلايى است ؛ و تعزير گوينده در رابطه با ايذاى مخاطب است . پس ، اين فرع بر طبق قاعده تمام است .